حمله احتمالی آمریکا به ایران؛ بررسی پیامدها از دیدگاه تاریخی و فلسفی

مقدمه

در دنیای امروز، سیاست‌های نظامی و راهبردی یکی از عوامل تعیین‌کننده در شکل‌دهی به نظم بین‌المللی هستند. در این راستا، ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه و آمریکا به‌عنوان ابرقدرت جهانی، در دایره توجهات سیاسی و نظامی قرار دارند. تردیدهای متعدد پیرامون حمله نظامی آمریکا به ایران و پیامدهای آن برای منطقه و جهان، به‌ویژه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، و انسانی، سؤالاتی اساسی در عرصه‌های مختلف به‌وجود آورده است. این مقاله به بررسی پیامدهای احتمالی چنین حمله‌ای از دو منظر تاریخی و فلسفی می‌پردازد و تلاش می‌کند تا پاسخ‌هایی به سؤالات کلیدی درباره اخلاق جنگ، تاریخ و آینده روابط بین‌الملل بدهد.

بخش اول: پیامدهای تاریخی حمله نظامی به ایران

1.1. تجربه‌های مشابه در تاریخ معاصر

تاریخ معاصر شاهد چندین حمله بزرگ نظامی توسط قدرت‌های جهانی به کشورهای مستقل بوده است که نتایج آن‌ها نه تنها بر کشورهای مورد حمله بلکه بر نظم جهانی تأثیرگذار بوده است. از جمله این موارد می‌توان به حمله آمریکا به عراق در سال 2003 اشاره کرد که به‌رغم انتظار برای تغییر سریع رژیم و برقراری دموکراسی، به بحرانی پیچیده در خاورمیانه منجر شد و گروه‌های افراطی مانند داعش را تقویت کرد. یا حمله به افغانستان پس از حملات 11 سپتامبر که علی‌رغم شکست طالبان، به یک جنگ طولانی‌مدت و بی‌نتیجه تبدیل شد و سرانجام از افغانستان پا پس کشیدند.

در این زمینه، بررسی مقاومت‌ها و شکست‌های قدرت‌های بزرگ می‌تواند نکات مهمی را درباره حمله به ایران روشن سازد. تجربه مقاومت‌های مردمی در برابر نیروهای خارجی، مانند جنگ تحمیلی ایران و عراق (1980-1988)، گواهی بر این است که جنگ‌های نابرابر می‌توانند به مقاومتی جدی و طولانی‌مدت منجر شوند.

1.2. جایگاه تاریخی ایران در برابر تهاجم‌ها

ایران، با تاریخ و تمدنی چند هزار ساله، همواره در مقابل حملات مختلف از جانب بیگانگان ایستاده است. این کشور در طول تاریخ خود با تهدیدات مختلفی مواجه شده، از حملات اعراب مسلمان در قرن 7 میلادی تا تهاجمات مغول‌ها در قرن 13 میلادی. همچنین، در دوره‌های معاصر نیز ایران با تحولات سیاسی بزرگی روبه‌رو شده است که اغلب نتیجه دخالت‌های خارجی بوده است، نظیر کودتای 1953 توسط آمریکا و بریتانیا که به سرنگونی دولت محمد مصدق منجر شد.

با توجه به این پیشینه، ایران به‌عنوان کشوری با تجربه تاریخی در برابر تهدیدات خارجی، به‌ویژه در زمینه‌های نظامی، به‌طور بالقوه قادر به ارائه مقاومتی سخت خواهد بود که ممکن است نتایج غیرمنتظره‌ای برای مهاجمین به همراه داشته باشد.

1.3. نقش ایران در تحولات منطقه‌ای

ایران نه تنها از نظر ژئوپولیتیکی، بلکه از نظر اقتصادی و نظامی نیز تأثیر زیادی در منطقه خاورمیانه دارد. از جمله عوامل مهم در این تأثیرگذاری، می‌توان به روابط این کشور با دیگر بازیگران منطقه‌ای مانند عراق، سوریه، لبنان و یمن اشاره کرد. حمله به ایران می‌تواند این روابط را دگرگون کرده و در نتیجه به افزایش تنش‌ها در سراسر منطقه منجر شود.

علاوه بر این، ایران توانایی‌های نظامی قابل‌توجهی دارد که می‌تواند منجر به یک درگیری طولانی‌مدت و گسترده در سطح منطقه‌ای شود. در صورت حمله نظامی، ایران ممکن است از تمام ظرفیت‌های نظامی خود، از جمله استفاده از نیروهای نیابتی در کشورهای مختلف، بهره ببرد که به‌نوبه خود می‌تواند به گسترش درگیری‌ها منجر شود.

بخش دوم: تأملات فلسفی درباره جنگ و اخلاق بین‌الملل

2.1. فلسفه جنگ عادلانه

یکی از مفاهیم مهم در فلسفه سیاسی، نظریه جنگ عادلانه است که از زمان‌های قدیم توسط فیلسوفان مختلف مطرح شده است. آگوستین، آکویناس و کانت از جمله فیلسوفانی هستند که در این زمینه نظریه‌هایی ارائه داده‌اند. به‌طور کلی، در این نظریه گفته می‌شود که جنگ فقط در صورتی مشروع است که هدف آن دفاع از خود، حقوق بشر و حفظ صلح باشد. این سؤال که آیا حمله پیش‌دستانه به ایران از سوی آمریکا می‌تواند مشروعیت اخلاقی داشته باشد، یکی از مباحث اصلی این بخش است.

حمله به ایران نه تنها بدون تهدید مستقیم از سوی این کشور انجام می‌شود، بلکه بر اساس سیاست‌های پیشگیرانه و نه دفاعی است. از این رو، طبق نظریه جنگ عادلانه، این حمله نمی‌تواند توجیه‌پذیر باشد.

2.2. قدرت و عدالت در سیاست بین‌الملل

فلاسفه سیاسی مانند ماکیاولی، هابز و جان راولز درباره رابطه قدرت و عدالت نظریه‌هایی مطرح کرده‌اند. ماکیاولی معتقد است که برای بقا و امنیت، گاهی لازم است که دولت‌ها از هر وسیله‌ای استفاده کنند، حتی اگر این وسیله‌ها با اصول اخلاقی در تضاد باشد. اما هابز و راولز تأکید دارند که عدالت و رعایت حقوق انسانی باید در اولویت قرار گیرد.

در دنیای کنونی که قدرت‌های بزرگ از منابع نظامی و اقتصادی زیادی برخوردارند، آیا این قدرت‌ها حق دارند به کشورهای دیگر حمله کنند؟ یا این که باید در قالب قوانین بین‌المللی و احترام به حاکمیت ملی عمل کنند؟ فلسفه سیاسی معاصر بر این نکته تأکید دارد که قدرت باید با عدالت همراه باشد و هیچ کشوری نباید از این حق استفاده کند تا بر کشور دیگری سلطه یابد.

2.3. سرنوشت تمدن‌ها در تاریخ

فیلسوفان تاریخ مانند ابن‌خلدون و هگل به این موضوع پرداخته‌اند که تمدن‌ها در برابر تهدیدات خارجی چگونه واکنش نشان می‌دهند و چه عواملی باعث فروپاشی آن‌ها می‌شود. ابن‌خلدون در نظریه "عصبیت" خود بر این باور بود که هر تمدنی در برابر تهدیدات خارجی با تجدید نیروهای اجتماعی و فرهنگی خود مقاومت می‌کند، اما اگر عصبیت و همبستگی اجتماعی ضعیف شود، آن تمدن در نهایت دچار فروپاشی می‌شود.

به‌طور مشابه، هگل معتقد بود که تاریخ انسان در مسیر تضادها و تعارض‌ها حرکت می‌کند و این تعارض‌ها باعث پیشرفت و تکامل جامعه بشری می‌شود. در این راستا، ممکن است حمله آمریکا به ایران باعث ایجاد تحولی در تاریخ منطقه و حتی جهان شود که نتایج آن فراتر از تصور کنونی باشد.

بخش سوم: تحلیل آینده‌نگر و سناریوهای ممکن

3.1. آینده ایران، آمریکا، و منطقه پس از حمله

پیش‌بینی آینده در شرایط بحران، به‌ویژه در مورد کشوری مانند ایران که ظرفیت‌های مقاومتی بسیاری دارد، بسیار دشوار است. حمله به ایران می‌تواند به یک جنگ گسترده و طولانی‌مدت در سطح منطقه‌ای منجر شود که پیامدهای آن نه تنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای تمام کشورهای خاورمیانه و حتی قدرت‌های جهانی، از جمله روسیه و چین، جدی خواهد بود.

یکی از احتمالات این است که ایران به‌طور مستقیم وارد جنگ نشود اما از نیروهای نیابتی خود در کشورهای مختلف منطقه برای مقابله با نیروهای آمریکایی استفاده کند. این امر می‌تواند منجر به یک جنگ فرسایشی شود که به هیچ‌وجه برای هیچ‌کدام از طرفین به‌خصوص آمریکا به‌عنوان یک ابرقدرت، قابل‌قبول نخواهد بود. در این صورت، شاهد انزوای بیشتر آمریکا در سطح جهانی و کاهش نفوذ این کشور در خاورمیانه خواهیم بود.

3.2. امکان گسترش جنگ، به جنگ جهانی سوم

تداوم درگیری‌ها و گسترش آن به سایر کشورها، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ مانند روسیه و چین، ممکن است باعث کشیده شدن بحران به یک جنگ جهانی شود. در این صورت، پیامدهای آن به‌ویژه در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و انسانی می‌تواند بسیار فاجعه‌آمیز باشد.

اینکه آیا چین و روسیه در برابر چنین اقدامی واکنش نشان خواهند داد یا خیر، بستگی به منافع راهبردی آنان در منطقه دارد. یکی از موارد محتمل، اعمال تحریم‌های شدید یا حتی اقدام نظامی علیه منافع آمریکا در آسیا و اروپا است.

3.3. نقش نهادهای بین‌المللی و وجدان جهانی

در این بخش، نقش نهادهایی مانند سازمان ملل متحد، دیوان بین‌المللی دادگستری و جوامع بین‌المللی در مقابله با جنگ‌های ناعادلانه و پیشگیری از بحران‌ها مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. اگرچه سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی همواره در تلاش برای کاهش تنش‌ها بوده‌اند، اما تصمیم‌گیری‌های یکجانبه و سیاست‌های تک‌قطبی برخی از کشورهای بزرگ موجب تضعیف این نهادها شده است.

در نهایت، اگر آمریکا به ایران حمله کند، باید منتظر شکل‌گیری یک جبهه جهانی جدید باشیم که خواهان ایجاد نظم جدید بر اساس عدالت، گفتگو و احترام به حقوق بشر است.

نتیجه‌گیری

با بررسی جنبه‌های تاریخی و فلسفی حمله احتمالی آمریکا به ایران، می‌توان نتیجه گرفت که چنین اقدامی نه تنها از نظر اخلاقی و حقوقی غیرقابل توجیه است، بلکه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای منطقه و جهان به همراه داشته باشد. در دنیای امروز، که روابط بین‌المللی بر مبنای تعامل، دیپلماسی و احترام به حقوق بشر استوار است، جنگ‌های پیش‌دستانه نه تنها هیچ‌گونه مشروعیتی ندارند، بلکه می‌توانند به‌طور جدی به بی‌ثباتی جهانی و فروپاشی نظم جهانی موجود منجر شوند.

در نهایت، دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگو، همکاری و رعایت حقوق ملت‌ها است تا از بروز بحران‌های مشابه جلوگیری شود. جهان نمی‌تواند دوباره اشتباهات گذشته را تکرار کند و باید به‌جای جنگ و خشونت، به‌دنبال راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز باشد.


 

نوشته شده توسط سید خلیل کوهی در ۱۴۰۴/۰۱/۱۸ ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ موضوع | لینک ثابت


معرفی مختصر ولسوالی پنجاب

این ولسوالی یکی از مناطق معروف، مشهور و استراتیژیک هزاره جات و ولایت بامیان است. مرکز این ولسوالی پنج آب نامیده می‌شود، زیرا رود های غرغری، تگاب برگ، نرگس، مهر و ترپس در این ناحیه یکجا شده دریای پنج آب را می‌سازد

پنجاب که تقریباً در ۱۳۵ کیلومتری جنوب غرب ولایت بامیان قرار دارد از طرف شرق با ولسوالی حصه دوم بهسود ولایت میدان وردک و بخشی از ولسوالی یکاولنگ بامیان، از طرف غرب با ولسوالی های اشترلی ولایت دایکندی و ورس ولایت بامیان، از طرف شمال با ولسوالی یکاولنگ بامیان ولعل سرجنگل ولایت غور و از طرف جنوب با ولسوالی ورس بامیان و ولسوالی حصه دوم بهسود ولایت میدان وردک هم سرحد است.

پنجاب به قریه های همچون غرغری، پشته، تگاب برگ، ترپس، مهر، ترغی، مرکه بالا و پایین، درازقول، نیقول، نرگس، گهدر، گنداب، اخضرات، خارقول، کرمان و سنگریز که مجموعآ شامل ۶۶۰ دفتر زمین است تقسیم شده است.

پنجاب از گذشته های دور مرکز هزاره جات بوده و تمام هزاره جات بجز بخش های هزاره نشین غزنی، مرکز بامیان ودره غوربند و برخی نقاط دایکندی؛ سایر بخش های هزاره جات تحت حاکمیت حکمرانی اعلی دایزنگی با مرکزیت پنجاب امروزی در جای که بنام خوردک تخته نامیده می‌شود قرار داشته است.

حکومت اعلی دایزنگی در شرایطی با مرکزیت پنجاب در هزاره‌جات متمرکز بود که کل افغانستان به هفت ولایت و چهار حکمرانی اعلی تقسیم‌شده بود، این مطلب به‌خوبی نمایان گر این امر است که پنجاب روزگاری بخش مهمی از کشور بوده است، هنوز هم که هنوز است عظمت گذشته این حکومت با ایجاد ولایت‌های بامیان و دایکندی به دست نیامده است زیرا پنجاب یکی از یازدهم بخش کشور بود درحالی‌که بامیان و دایکندی دو از سی و چهارم بخش اداری کشور است.

منطقه استراتژیک دایزنگی همین اکنون نیز حیثیت مرکز و قطب هزاره‌جات را دارد، چنانچه شاهد هستیم، بزرگ‌ترین اتفاق تاریخی مردم هزاره‌جات تحت عنوان شورای اتفاق و جامع‌ترین وحدت هزاره‌جات تحت عنوان حزب وحدت در دایره قلمرو دایزنگی اتفاق افتاده است.

دایزنگی نام طایفه از مردمان غیور و متدین هزاره است که در ولسوالی های پنجاب، ورس و یکاولنگ ولایت بامیان و لعل سر جنگل ولایت غور ساکن هستند. نام حکمرانی اعلی از نام این طایفه گرفته‌شده است و پنجاب به حیث مرکز دایزنگی سالیان زیادی مرکز حکمرانی اعلای دایزنگی را در خود جای داد و الی سال ۱۳۴۰ که بامیان از حکومت پروان جدا و ولایت گردید، حکمرانی اعلی دایزنگی به حیث مرکز هزاره‌جات همچون قله استوار فعالیت داشته است.

پنجاب افتخار پرورش اولین شاگردان معارف و ایجاد اولین مکتب در سطح هزاره‌جات را دارد، لیلیه پنجاب نام‌آشنا است که در هر ولایت افغانستان باارزش و احترام از آن نام‌برده به جهت خدماتش در مقطع حساس تاریخی شناخته می‌شود، اقوام مختلف کشور از ولایت‌های گوناگون در این لیلیه درس‌خوانده‌اند و تلاش کرده‌اند کشور را به سمت روشنگری و باسوادی سوق دهند، مردم از اطراف کشور لیلیه پنجاب را به حیث یک مرکز بزرگ فرهنگی و آموزشی شناخته و رهسپار این منطقه می‌گردیدند. کم نیستند افراد تحصیل‌کرده که سواد داشته باشند و در لیلیه پنجاب درس نخوانده باشند.

ازنقطه‌نظر استراتژیک نیز ولسوالی پنجاب در بین سایر ولسوالی های کشور کم‌نظیر است، از این ولسوالی راهای مواصلاتی کابل دایکندی، بامیان دایکندی، بامیان غور و سرک معروف گردن دیوار می‌گذرد. اگر سرک گردن دیوار که از آرزوهای بزرگ و دیرین ملت و دولت افغانستان است از کابل به غرب کشور وصل شود، بجهت سوق الجیشی بودن اهمیتی بیشتر از هر شاهراه‌ مواصلاتی دیگر کشور خواهد داشت.

طوری که گفته شد مردم ساکن پنجاب از قوم دایزنگی است؛ از خصوصیات بارز این مردم صداقت، راستی، مهربانی، مهمان‌نوازی، کمک به دیگران، انجام خدمات عامه، راست‌گویی، امانت‌داری، جوانمردی، عطوفت، فروتنی و تواضع است. به همین علت پنجاب یگانه نقطه سفیدی در هزاره‌جات بوده است که در زمان انقلاب و گروه‌گرائی سران چهار حزب در مرکز این ولسوالی باقدرت تمام حضور داشتند ولی به‌صورت مسالمت‌آمیز باهم می‌زیستند.

پنجاب که یک ولسوالی حاصل خیز بامیان است در زمان‌های ناگوار مخصوصاً زمان انقلاب و جنگ با شوری حیثیت ذخیره‌گاه مواد غذایی برای هزاره‌جات را داشته است، مردم از ولسوالی های دایکندی، ورس و یکاولنگ بامیان و ولسوالی حصه دوم بهسود ولایت میدان وردک برای خرید گندم و سایر مایحتاج غذای به پنجاب سرازیر می‌شدند و از این طریق توانستند مشکلات ناشی از جنگ و مسدود بودن راه‌های تجارتی را تحمل کنند. مردم پنجاب سخاوتمندانه غله خود را در مقابل پول، نمد، روغن و اموال دیگری که مشتریان در اختیار داشت به آن‌ها عرضه می‌کردند.

و اما! پنجاب که روزی چون ستاره درخشان در بین ولسوالی های هزاره‌جات می‌درخشید همین اکنون و در این سال‌های اخیر به علت عدم توجه حکومت مرکزی و محلی، بیجا شدن و کوچیدن مردم به کلان‌شهرهای کشور، اهمیتش را ازدست‌داده و همچون شمعی در معرض باد دچار فقر و بیچارگی شده وبطرف خاموشی سوق داده میشود.

باوجودی که پنجاب در شرایط جدید نیز چهره‌های علمی مطرح و تأثیر گزار در جامعه را تربیت کرده است ولی در سطح کلان دولتی ودر تصمیم گیری های حکومتی سهمی ندارد و حتی در سال‌های پسین نتوانسته است حتی یک وکیل در شورای ملی داشته باشد و در شورای ولایتی نیز کمترین سهم از مردم پنجاب است.

به امید روزی که اختلافات مردم ما به اتحاد تبدیل شود، فقر از این ولسوالی رخت بندد و بتواند جایگاه زرین خویش را در تاریخ کشور بازیابد.

سید خلیل کوهی


 

نوشته شده توسط سید خلیل کوهی در ۱۴۰۳/۱۲/۲۹ ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ موضوع | لینک ثابت


ماه چارده

دلم را برده است ابروکمندی

پری رخ دختر شوخ و قشنگی

گرفتارم نموده حور رخسار

به ناز و شوخ طبعی و زرنگی

زهجرانش بخود پیچم چو بسمل

رخم چون ارغوانی گشته رنگی

قدی بالای او چون بید مجنون

رخ گل زلف های چنگ، چنگی

لبش یاقوت رنگ و نیش مژگان

به صف چون لشکری در حال جنگی

ز وی لاله همی پنهان کند روی

چو بیند گونه های سرخ رنگی

چو قرص ماه چارده نیمه کامل

که پوشانیده نیمش ابر زنگی

رخش پیچیده نیمه بین چادر

نمایان چون هلال عید، رنگی

به من از زیر آن چادر نمازش

تبسم می کند با شوخ و شنگی

پیامک های کوتاه و تماسش

نشان از عشق دارد با زرنگی


 

نوشته شده توسط سید خلیل کوهی در ۱۴۰۲/۰۹/۲۹ ساعت ۹:۴ ق.ظ موضوع | لینک ثابت


اصفهان

عجب!!!

پرسیدم اصفهان، چرا شادمان شده؟                                          خورشید کوچکش پدید از نهان شده!

ماه چهار وده شبه اش روز چهاروده                                             گلچهر دلبری به جهان میهمان شده!


 

نوشته شده توسط سید خلیل کوهی در ۱۳۹۲/۰۹/۲۷ ساعت ۳:۳ ب.ظ موضوع | لینک ثابت


اعجاز ریاضیکی قرآن


نقد وبررسی مبانی رشاد خلیفه در اعجاز ریاضیکی قرآن
سید خلیل کوهی
1-   چکیده:
دانشمند مصری الاصل امریکای بنام رشاد خلیفه که در صدد ترجمه بدون نقص از قرآن برای  انگلیسی زبانان بود بعد از ترجمه اولین سوره به کشف رمز وراز حروف مقطعه ی  دومین سوره قرآن میپردازد. وی پس از سه سال تحقیق ومطالعه رابطه ی بین عدد نوزده که تعداد حروف تشکیل دهنده اولین آیه قرآن است با اعجاز قرآن می یابد واین عدد را بنام کلید اعجاز عددی قرآن معرفی میکند. نامبرده به این مناسبت تحقیقات زیادی را انجام میدهد که درآن عدد نوزده  عملا کار برد اعجاز آمیزی دارد. وی طبق این تحقیق بین حروف مقطعه بکار رفته دراول سوره های 29 گانه وحروف تشکیل دهنده سوره ها ارتباط عددی  می یابد واعلام میکند حروفی که در اول سوره های بیست ونه گانه امده است نسبت به دیگر حروف کار برد بیشتر در سوره های یاد شده دارد. کارهای را که رشاد خلیفه انجام داده است بر علاوه اینکه مفیدیت های زیادی دارد خالی از نقد نیست. وی در خیلی از موارد بصورت سلیقه ای عمل کرده ونتوانسته است معیارواضحی را بجهت کشف اعجاز ریاضیکی قرآن در پیش گیرد.
2-   مقدمه:
قرآن کتاب آسمانی وسند نبوت پیامبر ومعجزه جاوید الهی برای بشریت است.  طبق عقیده دانشمندان قرآن از جنبه های مختلف معجزه است. بنابرآن دراین اواخر بررسی روابط ریاضی در قرآن، مورد توجه برخی از قرآن پژوهان قرار گرفته است. این محققان برای کشف اسرار و رموز بیشتری از قرآن به آمارگیری از تعداد حروف و واژه‌های قرآن پرداخته اند. توجه جدی به این موضوع در دهه ۷۰  قرن بیستم میلادی، توسط رشاد خلیفه آغاز شد. رشاد خلیفه مدعی نظم عددی در مورد برخی از واژه‌های موجود در قرآن کریم شد، به طوری که این ویژگی‌ها را یکی از بزرگترین جنبه‌های اعجازی آن برشمرد. وی پس از تحقیقات اولیه  درسال(۱۹۷۲) مقاله‌ای تحت عنوان «عدد ۱۹، معجزه عددی در قرآن» مورد نگارش قرار داد و پس از آن در کتاب خود این نظریه را مبنی بر کشف یک رابطه‌ی ریاضی در تعداد سوره‌ها، آیه‌ها، واژه‌ها و حروف قرآن کریم، رونمایی کرد. پس از وی عبدالله آریک، یکی از شاگردان رشاد نظریه‌های او را در باب «عدد ۱۹» تکمیل نمود.
واژگان کلیدی: اعجاز قرآن، قرآن وریاضی، رشاد خلیفه، حروف مقطعه، تحلیل آماری
3-    زندگی نامه رشاد خلیفه:
دکتر رشاد خلیفه، فرزند عبد الحلیم خلیفه، مصری الاصل وپیرو طریقت صوفیه شاذلیه است. مکتب تصوف که خلیفه به آن وابسته بود، نه تنها پیروانش را از کار وزندگی باز میداشت بلکه شرکت فعال در زندگی را نوعی از عبادت پرودگار به حساب می آورد. بنابراین خلیفه به تحصیل علوم روز وکار وفعالیت روی می آورد.  وی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش طنطه گذراند وسپس برای تحصیلات دانشگاهی به قاهر رفت ودر دانشکده کشاورزی دانشگاه عین الشمس به تحصیل پرداخت که در نتیجه حائز رتبه اول گردید. وی به منظور تحصیلات عالیه تکمیلی در امریکا بورسیه تحصیلی گرفت و در دانشگاه اریزونا از (1959-1961) ادامه تحصیل داد که در نتیجه موفق به اخذ درجه فوق لیسانس وسپس به اخذ درجه دکترا از دانشگاه کلیفورنیا در رشته بیوشیمی گیاهی گردید. وی در دانشگاه کالیفرنیا، دولت مصر، وکمپانی منساتو خدمت نمود واز سال 1970 به عنوان محقق عالیرتبه در گروه بیوشیمی تغذیه شرکت هویزر بوش مشغول بکار بوده است. دکتر خلیفه عضو فعال انجمن های اسلامی دانشجویان ایالات متحده امریکا وفدراسیون انجمن های اسلامی بوده است.(خلیفه، 1365: الف). رشاد خلیفه که عدم دقت ترجمه های انجام شده از قرآن به زبان انگلیسی را درک میکرد در صدد انجام این مهم بود وتصمیم به اجرای این کار داشت، درسال 1968 سوره فاتحه الکتاب را به زبان انگلیسی ترجمه کرد. ولی ناگهان وقفه دراین ترجمه بوجود آمد که بعد ها سر از اعجاز ریاضیکی قرآن در آورد. وقتی سوره بقره را ترجمه میکرد به حروف مقطعه پرداخته وجستجوی تفاسیر متعدد  مسلمانان از حروف مذکور عناقتش را حاصل نکرد بنابرآن خود با بنا گذاشتن موسسه تحقیقی (روح حق) وصرف هزینه های زیادی به تحلیل آماری حروف مقطعه روی آورد.      (خلیفه، 1365: 5).
4-   تحقیقات رشاد خلیفه:
دکتر رشاد خلیفه که در امریکا اقامت مینمود وهدف ترجمه معیاری قرآن به زبان انگلیسی را داشت پس از ترجمه اولین سوره قرآن به دریافت رمز وراز حروف مقطعه ی بکار رفته در سوره بقره پرداخت وسرانجام  پس از سه سال کار مداوم و استفاده از کامپیوتر ادعا نمود که نظم حیرت انگیزي رادر قرآن کشف نموده است. وی تعداد تکرار حروف و کلمات در قرآن را کاملا سنجیده و حساب شده دانسته و از تناسب و نظم شگفت انگیز حکایت می کند و نتیجه میگیر د که هیچ مؤلف و نویسنده اي نمی تواند در ضمن نگارش کتاب مراعات تعداد تکرار حروف و کلمات خود را نموده و نظمی خاص در میان آنها تعبیه کند پس این ویژگی خاص قرآن بوده و وجهی از وجوه اعجاز آن به شمارمی رود. اولین مثال ایشان براي اثبات ادعایش  حروف مقطعه قرآن بود  است که وی  مدعی شد راز و رمز این حروف اسرارآمیز را کشف کرده است. وی تکرار حروف مقطعه در سوره مربوطه را بیش از تکرار حروف دیگردانسته و نیز معدل تکرار این حروف نسبت به مجموع حروف سوره خاص را  بیش از معدل تکرار این حروف درسورهاي دیگر میداند. همچنین در هر یک از 29 سوره اي که در افتتاح آن حروف مقطعه آمده است مجموع تعداد آن حرف یا حروف در آن سوره دقیقا و بدون استثنا مضرب 19 می باشد. (خلیفه،1363: 19-56). رشاد خلیفه  بعد از انتشار مقاله‌ای به‌نام «عدد ۱۹، معجزه عددی در قرآن» نظریه خود را مبنی بر کشف یک رابطه ریاضی در تعداد سوره‌ها، آیه‌ها، واژه‌ها و حروف قرآن رونمایی کرد. او انگیزه خود از این کار  را اثبات اعجاز و غیربشری‌بودن قرآن خواند تا بدین ترتیب اثبات کند قرآن همانند انجیل نوشته دست بشر نیست و انشای خداوند است. وی ادعا نمود که با بکارگیری از رایانه ارتباط عددی ویژه‌ای را در متن قرآن یافته‌است که با عدد ۱۹ مذکور در سوره ۷۴ (مدثر) ارتباط دارد. حروف مقطعه یکی دیگر از اساس نظریه اوست. او در شروع کار خود تعداد حرف «ق» را در دو سوره‌ای که با این حرف از حروف مقطعه آغاز می‌شوند (سوره‌های «شوری» و «ق») را بررسی نمود که نتیجه بررسی او این بود:  تعداد این حرف در هر دو سوره یکسان و ۵۷ بار تکرار شده‌است، یا به عبارتی مجموعاً ۱۱۴ بار در دو سوره که این عدد با تعداد سوره‌های قرآن برابر است. از طرفی برابر بودن مقدار ابجدی کلمه «مجید» (که صفت قرآن در همان ابتدای سوره «ق» است) با عدد ۵۷ و برابر بودن تعداد تکرار کلمه «قرآن» در کل سوره‌های قرآن با این عدد، عقیده او را به وجود یک رابطه ریاضی در قرآن تقویت نمود. رشاد برا اثبات جنبه اعجازی ریاضیکی قرآن  به آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مطففین استناد می‌کند: کتابٌ مرقُوم * یُشهدُهُ المقرّبون اینگونه ترجمه می نماید:  کتابی است که با اعداد بنا شده تا بوسیله کسانی که به من نزدیک هستند مشاهده شود.(سایت: http://wwwsupmission.org/efarsi/miracel2.).
5-   روابط ریاضی عدد ۱۹ (تعداد حروف بسم الله) در قرآن:
رشاد خلیفه کد ریاضی قرآن را از ساده تا بسیار مشکل دسته بندی می‌کند و می‌گوید:« حقایق ساده مشاهداتی است که بدون هیچ وسایلی می‌توان آنان را بررسی کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا رایانه قابل رویت است. بررسی حقایق زیر به هیچ وسیله‌ای احتیاح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربی اصلی اشاره دارد».
1.     اولین آیه قرآن (۱:۱)، معروف به بسم الله الرحمن الرحیم، ۱۹ حرف دارد (بدون احتساب تشدید حروف ل الله و ر الرحمن و ر الرحیم).
2.     قرآن ۱۱۴ سوره دارد که می‌شود ۱۹x۶.
3.     مجموع آیات در قرآن ۶۳۴۶ است که می‌شود ۱۹x۳۳۴.
)۶۲۳۴ آیه شماره گذاری شده‌است (بدون در نظر گرفتن ۲ آیه پایانی سوره توبه که در وصف پیامبر آمده‌اند) و ۱۱۲ آیه (بسم الله) شماره گذاری نشده‌است که می‌شود ۶۳۴۶ =۱۱۲+۶۲۳۴] همچنین ۶+۴+۳+۶ برابراست با ۱۹
1.     بسم الله ۱۱۴ بار تکرار شده‌است، با وجود غیبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده‌است) و ۱۱۴ = ۱۹x۶
2.     از غیبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافی در سوره ۲۷، دقیقا ۱۹ سوره‌است.
3.     مجموع شماره سوره‌ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+...... +۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ = ۱۹x۱۸
4.     این مجموع (۳۴۲) همچنین مساوی است با مجموع کلمات بین دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ = ۱۹x۱۸
5.     نخستین آیات معروفی که اول وحی شد (۵-۱:۹۶) ۱۹ واژه دارد.
6.     این نخستین وحی ۱۹ واژه‌ای، ۷۶ حرف دارد و ۷۶ = ۱۹x۴
7.     سوره ۹۶ که از دید ترتیب زمانی نخستین سوره‌است، ۱۹ آیه دارد.
8.     سوره ۹۶ که از دید ترتیب زمانی نخستین سوره‌است، از انتهای قرآن، ۱۹مین سوره‌است.
بخش اصلی نظریه رشاد  را حروف مقطعه (پاراف قرآنی) تشکیل می‌دهند که به برخی از آنان در حقایق ساده اشاره نموده‌است:
·         پاراف‌های قرآنی که از ۱۴ حرف مختلف عربی تشکیل شده‌اند به ۱۴ شکل مختلف در ابتدای ۲۹ سوره قرآن آمده‌اند. مجموع این اعداد می‌شود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ یا ۱۹x۳.
·         مجموع ۲۹ سوره‌ای که «پارافهای قرآن» در آنان آمده‌است می‌شود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+.......... +۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) می‌شود ۸۳۶، یا ۱۹x۴۴.
·         بین نخستین سوره پاراف دار (۲) و آخرین سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد. ۱۹x۲
·         بین نخستین و آخرین سوره‌های پاراف‌دار ۱۹ مجموعه پاراف‌دار و بدون پاراف وجود دارد.
همچنین در شمارش تعداد «ن» در سوره قلم برای آنکه به عدد ۱۳۳ مضربی از ۱۹ برسد، استدلال نمود که «ن والقلم و مایسطرون»، کتابت رایج در قرآن‌ها، باید «نون والقلم و مایسطرون» نوشته شود.( سلطانزاده، 1386: 15-18) هم چنین( سایت: http://fa.wikipedia.org/wiki) .
 
6-   نقد وبررسی:  
قرآن طبق  ادعای آقای خلیفه در ترجمه آیات 19 -21 مطففین که کتاب مرقوم را، کتاب عدد گذاری شده بیان میدارد که بواسطه نیزدیکان به خدا یعنی آقای خلیفه دیده شود نیست. زیرا آیات که در باره  ماهیت قرآن اشاره دارد هیجکدام این موضوع را تایید نمیکند که قرآن کتاب عددی وکد گذاری شده باشد. قسمتی از آیات قرآن که ماهیت قرآن را می توان از آنها فهمید طور ذیل اند: (ذلک الکتاب لاریب فیه هدي للمتقین2/2.) (شهر رمضان الذي انزل فیه القرآن هدي للناس و بینات من الهدي و الفرقان.185/2)( ان هذا القرآن یهدي للتی هی اقوم 17/9)( و لقد صرفنا فی هذا القرآن لیذکروا و ما یزیدهم الا نفورا17/41)( و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمۀ للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا17/82) ( و انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم27/6) چنانکه دیده میشود قرآن خود را حکمت ،علم ،نور، ذکر، هدایت ، موعظه، بلاغ ، وسیله جدایی حق از باطل ، شفاي بیماریهاي قلبی ، بیان هر چیز و وسیله خروج از تاریکی به نور می داند و همه این عناوین در پرتو توجه به محتواي قرآن وپیروي از رهنمودهاي آن میسر می شود،  نه از طریق دقت در ساختار لفظی و کشف تناسب و توازن حروف و کلمات این کتاب آسمانی . هرگز به وصف یا عنوانی براي قرآن بر خورد نمیشود که به جنبه لفظی آن هم از این زاویه خاص نظر داشته باشد. البته یکی از وجوه اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت آن است ، اما آن دو نیز طریقی براي توجه هرچه بیشتر به مفاد و محتواي این کتاب آسمانی است. طبق ادعا آقای رشاد خلیفه اولین بار بعد از ترجمه سوره حمد وبه دنبال یافتن رمز وراز حروف مقطعه ی اول سوره بقره متوجه حروف بسم الله میشود که 19 حرف دارد وگره مشکل ایشان در سوره مدثر با بیان تعداد محافظان جهنم گشوده میشود وبعد از تحقیقات میفهمد که عدد نوزده در قرآن معجزه آفرین است. هیچ ضرورتی نداشت که آقای خلیفه به این تناسب دست وپا بزند فقط میتوانست یکبار تفسیر ابن عربی را مطالعه کند که وی پیشتر از آقای رشاد خلیفه ارتباط بین تعداد حروف بسم الله ومحافظان جهنم را بیان داشته است.( ابن عربی،1978: 8). بنابرآن کلید استارت کارهای ایشان قبلا  توسط ابن عربی زده شده  بود.  کارهای را که رشاد خلیفه انجام داده اگر تماما گفته نشود به تناسب بسیار زیادی سلیقه ای وذوقی است بطور مثال ایشان تعداد حروف (ق) سوره ق را که تعداد آن 57 عدد است متناسب با حساب ابجدی کلمه مجید که دراول این سوره بکار رفته است میداند. آیا نمیشود نوشته های دیگری نیز این چنین چیز ها در خود داشته باشد. فرض کنید مقاله ی را مورد بررسی قرار میدهیم وتناسب یکی از حروف بکار رفته انرا با حساب ابجدی یکی ا زکلماتش می سنجیم سرانجام حرفی را می یابیم که تناسب کاربردش با یکی از کلمات بکار رفته در آن مقاله متناسب است پس بنابراین میشود این معجزه مقاله را نشان دهد؟!. ویا (57 ق) در سوره ق همراه با (57 ق) در سوره شوری که مجموعا 114 میشود وایشان انرا متناسب با 114 بسم الله بکار رفته در قرآن میداند را نمیشود در دیگر کتابها ونوشته ها یافت، حتما امکان دارد.  یکی از حرفهای  بخشی از آن مقاله یا نوشته  را با گزینه های از ان نوشته  باید سنجید بعد میتوان گفت که این هم معجزه است چون این چنین است. جـالب است بدانيد كه رشاد خلیفه در هرجای که نتوانسته اعمال سلیقه کند وبا مشکل بر خورده است دست به تغیرات در قرآن زده است مثلا دو آیه آخر سوره توبه را جزء قرآن نمیداند. وباوجودیکه تاكيد مى كند كه همه جارسم الخط عثمان طه ملاك و معيار است ولی در سوره( ن و القلم) میگوید باید بصورت (نون والقلم) نوشته شود. چون حرف (ن) در سوره ن و القلم 131 مرتبه آمده است , نه 133مرتبه تا مضرب 19 باشد يـعنى به جاى آنكه حرف اول را به صورت (ن ) بنويسد به صورت (نون ) نوشته است تا يك نون اضافه بيايد و بعد يك نون ديگر از بسم اللّه آغاز سوره وام گرفته است و به اين ترتيب كسرى نون را جبران نموده و به عدد 133 رسيده است.
 
7-   نقد رمز انگاری عدد 19 در قرآن:
در رابطه به رمز قرار دادن عدد 19 در قرآن کریم رشاد خلیفه چه کارهای را که انجام نداده است وچه اعمال سلیقه که نکرده است تا به این رمز برسد وبعدا ادعا کند که عدد 19 رمز اعجاز قرآن است. بطور مثال در جدول ذیل کار را که خلیفه انجام داده است از نظر گذرانده میشود: اگر ارقام مربوط به حروف مشترك در حروف مقطعه حساب شود،ضريب19بدست می آید . دراین مورد رشاد خلیفه چنين جدولى ترسيم كرده است .
 
سوره
حروف مقطعه
ه
ط
س
م
مريم
-
175
-
-
-
طه
ط ه
251
28
-
-
شعرا
ط س م
-
33
94
484
نمل
ط س
-
27
94
-
قصص
ط س م
-
19
102
460
944 290 107 426 جمع
1767=944+290+107+426=جمع كل
19*93=1767
 
چه مانعى داشت ايشان حروف مقطعه (ي، س ) از سوره یس  را هم به اين مجموعه اضافه مى كرد؟ چون (ي، س ) از طريق سين و یاء  با چهار سوره از مجموعه فوق اشتراك پيدا مى كند. يا اگر(عسق ) را كه در آغاز سوره شورى آمده است،  در اين جدول مى گنجانديم ، از طريق عين و سين با سوره مريم و شعرا و نمل و قصص مشترك مى شد. اگر بپرسيد چه چيزى باعث شده است جدول ايشان حروف مقطعه خاصى را دارا باشد؟ پاسخ ‌اين اسـت كـه اگـر ايـشان به سليقه خود و نه يك روش منطقى و ثابت ، عمل نمى كردبه نصاب لازم نمى رسيد. وی در مورد دیگری مینوسید: بسم اللّه به همين صورت خاص 3 مرتبه در قرآن آمده است و اگر مجموع شماره آيات و شماره سوره ها را با تعداد تكرار بسم اللّه جمع كنيم به ضريب 19 مى رسيم . مـنظور ايشان بسم اللّه در تمام قرآن نيست , بلكه بسم الله هایى است كه آيه اش شماره داشته باشد كه فقط بسم اللّه سوره حمد و بسم اللّه در آيه 41 سوره هود و بسم اللّه آيه سى ام سوره نمل مى باشد. ايـشان بعد از آنكه ارقام آيات و سوره ها را زير هم نوشته و به ضريب 19 نرسيده است چاره اى ديگر انـديـشـيـده و گـفـته است چون 3 تا بسم اللّه داريم عدد 3 را هم به حاصل جمع اين ارقام اضافه مى كنيم , تا به رقم 114 برسيم :. Total=3+1+1+11+41+27+30=114=19*6 به گمان اینجانب بدترين مثالى كه ايشان ارائه كرده است ، همين مثال است... زيرا به وضوح كار مونتاژسازى و وصله پينه اعداد در آن آشكار است.
 
8-   درصورت اثبات ادعای رشاد خلیفه، ثابت خواهد شد قرآن از جنبه ریاضیکی معجزه است:
پس از بحث که انجام شد پرسشی بدین گونه ایجاد میشود که آیا میشود کاری را که رشاد خلیفه انجام داده است ثابت کننده اعجاز قرآن باشد و یا میتوان ادعا کرد که این نظم ریاضی اعجاز قرآن را نیز ثابت می کند؟ در اینجا دو اشکال عمده وجود دارد: نخست آنکه، که نظم ریاضی به صورت موجبه کلیه اثبات نشد و کثرت مطالب اثبات شده به طوري نیست که اعجاز را ثابت کند. و دوم اینکه  قرآن کریم که تحدّي و مبارزه طلبی کرده است (که اگر میتوانید مثل قرآن را بیاورید) تحدّي آن عام نیست وشامل همه جنبه هاي اعجاز قرآن نمیشود و در قرآن نیز اشارهاي به اعجاز عددي آن نشده است بنابراین اعجاز علمی قرآن از طریق اعجاز عددي آن فعلا قابل اثبات نیست با توجه به مطالب فوق و عدم اثبات قطعی اعجاز عددي درقرآن، نتایجی که دکتر رشاد خلیفه از این مطلب میگرفت مخدوش میشود و محل نزول سوره ها و ترتیب سوره ها و شیوه کتابت و طریقه خاص تقسیم آیات اثبات نمیشود مگر آنکه به صورتی قطعی و جامع اعجاز عددي قرآن اثبات گردد. برخی از طرفداران اعجاز عددي قرآن از آن مطلب براي اثبات تحریف ناپذیري قرآن و برخی بعنوان خطر توهم تحریف قرآن یاد کرده میکنند، در حالی که اعجاز عددي، زبان گزارشی دارد، پس فقط میتواند بگوید که اینگونه نظم ریاضی هست امّا چگونه باید باشد را بیان نمیکند. بنابراین نظم ریاضی قرآن، دلیل بر تحریف پذیري یا تحریف ناپذیري قرآن نیست.گرچند رشاد خلیفه نتوانسته معجزه قرآن را از جنبه ریاضیکی ثابت کند چون اثبات پذیر نیست حد اقل میشود از زحماتش تشکر کرد زیرا سر آغاز شد برای تحقیقات قرآن از جنبه های دیگر.
9-   نتیجه گیری:
رشاد خلیفه با تاثیر پذیری از تعداد حروف تشکیل دهنده آیه اول سوره حمد به تحقیق در باره قرآن آغاز می نماید وسرانجام اعلام میدارد که عدد نوزده رمز اعجاز قرآن کریم به حساب می آید.
وی در بیست ونه سوره ای از قرآن که درآن حروف مقطعه آمده است به تحلیل آماری این حروف می پردازد ودر نتیجه اعلام میدارد که تعداد حروف بکار رفته در متن که دراول سوره به آن اشاره شده است نسبت به حروف دیگر زیاد تر کاربرد دارد حتی این وضع به دیگر سوره ها هم قابل تعمیم است یعنی تعداد حرف ق در سوره ق نسبت به حروف ق در سوره های دیگر به تناسب تعداد کلمات وآیات سوره ها زیاد تر کار برد دارد.
مبانیی را که رشاد خلیفه بنا نهاده  واز جمله ی رمزاعجاز قرار داده است، عدد نوزده در قران می باشد. این رمز چون بر مبنا ومعیار درستی بنا نشده است قابل نقد وبا زبینی است. حد اقل اگر رد نگردد باید مورد بررسی مجدد قرار گیرد و معیار درستی برایش سنجیده شود.
رشاد خلیفه برای رسیدن به ادعای که مطرح کرده است هیچ معیاری ندارد وهیچ قانونی را نمی شناسد بنابرآن میشود در کتابهای دیگر نیز چنین چیز های تصادفی را در آورد ومثلا حتما در یک مقاله میشود تعداد یکی از حرف های بکار رفته درآن را با تعداد ابجدی یکی از کلماتش سنجید مثلکه رشاد خلیفه در سوره ق اینکار را کرده است مثلا تعداد حرف ق که 57 عدد است را با حساب ابجدی کلمه مجید که دراول این سوره بکار رفته است مساوی دانسته است.
درصورت اثبات ادعای آقای رشاد خلیفه ویا نظم ریاضیکی قرآن بازهم نمیشود این موضوع را یکی از جنبه های اعجاز قرآن دانست چون تحدی قرآن جنبه عام نداشته شامل اینگونه موارد نمیشود.
کتابنامه:
خلیفه، رشاد(1363) اعجاز قرآن در عصر کامپیوتر، محمد جواد سهلانی، تهران، نشر فرهنگ قرآن.
خلیفه، رشاد(1365) اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه، سید محمد تقی آیت اللهی، شیراز، دانشگاه شیراز.
رضایی اصفهانی، محمد علی( 1381) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رشت، کتاب مبین.
سلطانزاده، علی(1386) اعجاز ریاضی قرآن، بی جا، بی نا.
میحی الدین ابن عربی، محمد(1987) تفسیر القرآن الکریم، مصطفی غالب، تهران، ناصر خسرو.
یزدانی، عباس(1376 ) اعجاز عددی ونظم ریاضیکی قرآن، صحیفه مبین، شماره 11. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


 

نوشته شده توسط سید خلیل کوهی در ۱۳۹۲/۰۹/۲۶ ساعت ۸:۵۹ ب.ظ موضوع | لینک ثابت